تبلیغات
مذهبی - کویتی پور
چهارشنبه 15 آبان 1387

کویتی پور

   نوشته شده توسط: سید محمد اسحاق حسینی    

ای غبارت توتیای چشم ما ای کربلا 
 

 

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است

 

جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

 

 

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان

 

طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

 

 

بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است

 

سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

 

 

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن

 

نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

 

 

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار

 

در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

 

 

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند

 

کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

 

 

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را

 

با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است

 

 

تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید

 

بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است

 

 

عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست

 

درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است

 

 

هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما

 

کربلا ای کربلا ای کربلا ای کربلا

 

 

غزل آتش

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت

بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت

 

آبی که دستبوس عطش بود شعله زد

آتش، سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت

 

ابری برای گریه نیامد ولی زسنگ

خون، غنچه غنچه خاک تو را در میان گرفت

 

" اسبی ز سمت علقمه آمد" دگر بس است

تیری امام آینه ها را نشان گرفت

 

مانده است در حکایت این سوگ، شعر من

چندان که جسم سوخت و آتش به جان گرفت

 

از آخرین شراره چنین می رسد به گوش:

باید تقاص عافیت از کوفیان گرفت